کتاب جديد روزنامهنگاری/ تأليف يا اقتباس
..... دكتر بديعى مىگويد: كتاب «روزنامهنگارى نوين» حاصل تجربيات حرفهاى و آموزشى من و آقاى قندى است كه با تجديدنظر در جزوه هاى درسى منتشر شد و مؤلفان كتاب روزنامهنگارى «آيين روزنامهنگارى و خبرنويسى» بدون اينكه منابع را ذكر كنند از مطالب و حتى مقدمه آن استفاده كردهاند و حتى انشاى مطالب و مثالها نيز تغيير نكرده است. گويا آنچه هيچ ارزشى ندارد حق مؤلف، مترجم و صاحب اثر است. شركت تعاونى خدمات آموزشى كاركنان سازمان سنجش، مؤسسه سنجش تكميلى را مسئول جمعآورى مطالب و تأليف كتاب مىداند. خانم اللهبيگى، مدير انتشارات سنجش وابسته به مؤسسه سنجش تكميلى مىگويد: درباره اين موضوع مؤلفها بايد پاسخگو باشند. پس از جمعآورى مطالب از طرف مؤسسه فرمى در اختيار مؤلفان قرار مىگيرد تا امضا كنند كه آن نشانه تأييد مطالب است و براساس آن مؤلفان درباره مطالب كتاب بايد پاسخگو باشند. اللهبيگى درباره چاپ مجدد كتاب مىگويد: ما از اين موضوع كه مؤلفان كتاب «روزنامهنگارى» از مطالب «روزنامهنگارى نوين» و «مقالهنويسى» بدون ذكر منابع استفاده كردهاند، بىاطلاع بوديم، بنابراين تا وضعيت مشخص نشود و اين مشكل رفع نشود در خصوص چاپ مجدد آن اقدام نمىكنيم. دكتر علىاكبر فرهنگى، ناظر و مؤلف دوم كتاب روزنامهنگارى در اينباره مىگويد: اين كتاب براى استفاده دانشجويان بوده و طبيعتاً از كتابهاى موجود استفاده شده، اما اشتباهى كه رخ داده، اين است كه منابع پايان كتاب جا افتاده است. البته در چاپ دوم كتاب حتماً منابع چاپ خواهد شد. فريبا صياد، مؤلف اول كتاب «روزنامهنگارى» مىگويد: كتاب «روزنامهنگارى» با تلخيص كتابهاى «روزنامهنگارى نوين» و «مقالهنويسى» و استفاده از جزوه هاى درسى تأليف شده اما چون با عجله منتشر شد، منابع پايان كتاب درج نشد. اين يك اشتباه غيرعمد بوده است كه آن را مىپذيرم و از استادان و مؤلفان كتابهاى مذكور پوزش مىخواهم. در چاپ دوم كتاب كه همراه با اضافاتى مهر يا آبان ماه سال جارى منتشر خواهد شد، توضيحى درباره اين موضوع مىآيد و منابع آن هم به طور كامل درج مىشود. دكتر بديعى در اين باره مىگويد: سؤال من اين است كه آيا رونويسى از يك كتاب از مقدمه تا انتها تأليف است؟ كتابى كه سطر به سطر از كتاب روزنامهنگارى نوين رونويسى شده است، چگونه مىتوان پانويسهاى آن را نوشت. اگر من يك كتاب تأليفى يا ترجمه را كه مثلاً پانصد صفحه است، بخشهايى از آن را گزينشى انتخاب و آن را در دويست صفحه منتشر كنم تأليف است؟! کتاب هفته ماجرای اين کتاب اقتباسی را برای ما باز شکافتهاست. ماجرا از وقتى شروع شد كه ... -------------------------- البته ماجرا ماجرای جديدی نيست. در همه حوزهها اين اتفاق میافتد و در همين حوزه ارتباطات مثلاْ سال گذشته کتابی به چاپ رسيد درخصوص نظريههای ارتباطات. وقتی نام اين کتاب را شنيدم با شور و شوق آن راتهيه کردم. اما بعد از مواجهه با آن متوجه شدم که کتاب مذکور تنها اقتباسیاست از چند کتاب ديگر. کتابهايی که گرچه بعضاْ به لطف مولف محترم که کتاب را به استادان و مدرسان ارتباطات پيشکش! کردهبود٬ در فهرست منابع معرفی شده بودند٬ اما در موردشان حق مطلب ادا نشده بود. مولف محترم حتی برای مثال در توضيح نظريات مارکوزه حتی به يک خط از آثار تاليف يا ترجمه شده توسط وی اشاره نکرده بود و ..... ای کاش آقای دکتر نمکدوست در يادداشتی که درخصوص کتابهای ارتباطات نوشته بود به اين معضل هم میپرداخت.
يکسالگی روابطعمومی کاربردی در خانه نو
چند وقتی بود روابطعمومی کاربری را فعال نمیديديم و بلاگر آن که پيشتر يک مرخصی يک ماهه از همه خواسته بود٬ اين بار توضيحی برای غيبت طولانیاش ارائه نکرده بود. حالا دوست خوبم علی مزينانی که يک کارشناس روابطعمومی بود که میخواست از دانستهها و ندانستههايش بنويسد٬ به خانه جديد نقل مکان کرده است و خوب معلوم است که آن غيبت بیگاه برای خانه آرايی تازه بوده است. از ويژگیهای خوب MT که روابطعمومی کاربردی هم از آن بهرهبرده اين است که به بلاگر اجازه میدهد با همه اسباب و اثاثيهاش به جای جديد نقل مکان کند. اين يعنی اينکه همه يادداشتهای قبلی علی مزينانی را هم در آدرس جديد داريم البته با يک قابليت جستجوی اضافی.
مزينانی در نخستين يادداشت خود نوشته:
«سلام .
به وبلاگ روابط عمومي كاربردي خوش آمديد. درست همين روزها بود كه اولين مطلب وبلاگ را در سال پيش پست كردم. هنوز هم ...»
صدا و سيما و اعتماد ۸۵ درصدی مخاطبان
دکتر رحمانی فضلی گفته: 85درصد مخاطبـان بخـشهـاي خبـري راديو و تلويزيون به سازمان صدا و سـيمـا اعتماد دارند.
به گزارش واحد مركزي خبر، اين معـاون سازمان صدا و سيما با بيـان ايـن مـطلـب، اعتقاد مردم به نظام، رهبري و مديريت خوب مديران سازمان صدا وسيما را علت اصلي اعتماد مردم به رسانه ملي برشمـرده و گفـته: قـدرت رسانه ملي در انتقال اخبار بسيار بالاست و انگيزه بالايي براي فعاليت و توليد خبر در حوزه معاونت سياسي سازمان وجود دارد.
معاون سياسی صدا و سيما با اشاره به تأكيد رييس جديد اين سازمان، به تقويت حوزه معاونـت سياسي اين سازمان گفـته: ايــن حـوزه ضمـن اطلاع رساني دقيق بـه همـاهـنگـي سازمانها كمك ميكند.
وي ايجاد شبكه خبر و راديو پيام را نتيجه فعاليت رييس سابق سازمان صدا وسيما دانسته و افزود: شبكه ماهوارهاي و بينالمللي خبر با بيـش از80 درصــد مخــاطب و 20 و نيـم سـاعـت فعاليت در 24 ساعت نقش مـهمــي در انـتقـال كامل و به موقع اخبار بـر عهـده دارد...ادامه>>>
ارائه اين آمار جالب از سوی معاون سياسی رسانه ملی مرا به ياد تحقيق دکتر نعيم بديعی استاد برجسته ارتباطات دانشگاه علامه با عنوان «بررسی ميزان اعتماد مردم به رسانههای خبری و رابطه آن با ميزان اعتماد به نهادهای دولتي» میاندازد.
براساس اين تحقيق مستقل ميزان و درصداعتماد مردم به اخبار رسانهها به شکل زير است:

همانطور که در جدول آمده تنها ۴/۱۰ درصد مردم به رسانه ملی اعتماد زياد دارند. درصد کسانی که اعتماد متوسط به رسانهها دارند در مورد همه رسانهها برابر است و بيش از ۱۵ درصد از مردم به رسانه ملی اعتماد کمی دارند.
بخشی هايی از يافتههای آن تحقيق را میتوان در بخش سوم مقاله ديگری از دکتر بديعی با عنوان «چالشهاي روزنامهنگاري الکتروني»(مخاطبان پيامهاي روزنامههاي الکترونی) که در دومين سمينار ميانمنطقهای ايران و جامعه اطلاعاتی ارائه شد٬ بازخوانی کرد.
بازخوانی مهندس ضرغامی!!!
سال پيش در همين روزها که کافه سايبر با نام بازخوانی ارتباطات پا به عرصه وجود نهاد!(البته يکی دو روز پس و پيشش مهم نيست در واقع اول خرداد بود) در اولين يادداشتها بخشهايی از حرفهای عزتالله ضرغامی در گفتگو با فصلنامه پژوهش و سنجش را آوردم.(دقيقاْ سوم و چهارم خرداد)
آنجا که آقای مهندس که «خواه از موضع کارشناسی و خواه از مواضع سياسی و رسمی، همواره با آزادی و دسترسی بدون قيد و شرط به ماهواره، اعلام مخالفت کردهاست» و ماهواره را چون «ميهمانی ناخوانده و غريبه ای شوم» می داند که با «شيوع و رواج قارچ گونه» میرفت تا «کانون گرم و پرعاطفه خانوادههای اصيل ايرانی را مورد تهديد جدی قرار دهد»، با تکيه بر «مطالعات پيگير و تجربيات عملی طولانی»، «درفرصتی که عنايت فرمودهاند» پاسخهايی را «مرحمت نمودهاند» که بازخوانی آن خالی از لطف نيست.
حالا که ستاره اقبال آقای مهندس اين روزها درخشانتر شده و ايشان را به جای دکتر لاريجانی بر مسند رسانه ملی نشانده شايد تکرار آن بخشها خالی از لطف نباشد. توصيه جدی من البته اين است که حتماْ برای آشنايی با ديدگاه های ليدر جديد رسانه ملی يک بار ديگر اين مصاحبه را در پژوهش و سنجش زمستان ۸۱(ويژه ماهواره) بخوانيد.
اين هم فرازهايی از سخنان مهندس ضرغامی درخصوص ماهواره:
- در آن سالها بعضی مطبوعات با درج مقالاتی در زمينه پيشرفت سريع علم و فناوری و طرح تز «دهکده جهانی»، پيشبينی میکردند که به زودی ورود آنتنهای بسيار کوچک و قابل نصب در پشت پرده و پنجره اتاق و قابل تعبيه در تلويزيون، امکان هرگونه مقابله با اين پديده مخرب غيرممکن خواهد بود. در حالی که امروز پس از گذشت هفت سال از آن پيشگويیها، مشاهده میکنيم که اوضاع «فناوارانه» حداقل به آن سرعتی که ادعا میکردند، تغيير نکردهاست...
- استفاده از تلويزيون و يا ماهواره با ويژگی انفعالی(passive) باعث اتلاف وقت میشود، درحالی که استفاده از فايل رايانهای که متقاضی آن را با دقت انتخاب میکند، اثباتی، فعال(Active) و کارآمد است.
- بحثهای کنترلی درخصوص اينترنت به نوبه خود بحث مفصل و لازمیاست، اما روشن است که مقايسه اين امکان، با گيرندههای ماهواره که از طريق آن عامه مردم به ويژه نوجوانان کم سن و سال با فشار يک دکمه هزاران تصوير مبتذل و مستهجن را در مقابل ديدگان خود میبينند تا چه حد عوامانه است.
- امروز جمهوری اسلامی ايران با تکيه بر اصل نوزدهم ميثاق بينالمللی حقوق مدنی-سياسی کشورها و با اطلاع از سير تاريخی برخوردهای بينالمللی با اين تجاوز آشکار فرهنگی میتواند اقدامات جدی در زمينه مقابله با پديده پخش تلويزيونی ماهوارهای با استفاده از ابزارهای حقوقی بينالمللی بهعمل آورد.
- اگر ماهواره مبتذل و مخرب است و استفادهکنندگان غيرمجاز از آن بايد مورد مجازات قرار بگيرند(همانگونه که در قانون جديد نيز تصريح شدهاست) بايد آن را محترم شمرده و راه را برای خواص باز نکنيم.
گفتمان دو سويه
....”دكتر يونس شكر خواه” در نشست آينده روزنامهنگاري در محل نمايشگاه مطبوعات به نكاتي درباره روزنامهنگاري سايبر اشاره كرد و اظهار داشت: حضور مخاطب در روزنامهنگاري سايبر به مراتب قويتر از روزنامههاي كلاسيك است؛ چرا كه در روزنامههاي كلاسيك با اختصاص دادن ستوني به مخاطبان فقط به بازتاب ظاهري مشكلات مخاطبات ميپردازند، اما در فضاي سايبر مخاطب ميتواند تعامل دو طرفهاي ايجاد كند و در محتواي برنامههاي رسانه مد نظرش نقش داشته باشد و فضاي گفتماني دو سويهاي برقرار ميشود....>>>ادامه
(گزارش ايسنا از نشست آينده روزنامهنگاری)
گزارشهای ديگری از همين نشست:
*دکتر آشنا: خبرگزاريها به دليل ويژگيهاي ظاهري به آساني وارد محيط سايبر شدهاند
*دکتر نمکدوست: كاركرد مدرن حرفه روزنامهنگاري توليد و گردش روان اطلاعات است
*دکتر سلطانیفر: روزنامهنگاري سايبر فضاي كاملا مشخصي را براي برقراري عدالت پديد آورده است
*شمسالواعظين: حرفهي روزنامه نگاري در ايران نيازمند تحول انفجاري است
به خاطر يک مشت شکلات!
70 درصد مردم با دريافت يك شكلات پسورد خود را لو میدهند.
جامجمآنلاين به نقل از بیبیسی نوشت: 34 درصد از داوطلبان شركتكننده در يك نظرسنجي خياباني همچنين گفتند بدون دريافت هيچ رشوهاي حاضرند دست به اين كار بزنند.
در دومين نظرسنجي كه در خيابان ليورپول لندن صورت گرفت 76 درصد مردم به راحتي اطلاعاتي را كه منجر به سرقت احتمالي پسوردهايشان میشود ، به مصاحبه كنندگان عرضه كردند.
شركتهاي امنيت سيستم ها بر همين اساس اعلام كردند كه فقدان رعايت اصول امنيتي توسط شهروندان انگليسي منجر به سرقت هويت كاربران در سطح گسترده خواهد شد.
جالب اينجاست که....ادامه>>>
دو مؤلفه جامعه اطلاعاتی
....جامعه اطلاعاتی مفهومی يگانه و يكپارچهایاست كه از دو مؤلفه جدايیناپذير «فناوری» و «اطلاعات» تشكيل شدهاست. در رويكرد «مهندسی» به جامعه اطلاعاتی، موضوع مورد توجه زيرساختهای تكنولوژيك و فنیاست. از اين نگاه، قهرمان اصلی جامعه اطلاعاتی، سختافزارهای اطلاعاتی و ارتباطی و مفاهيم و موضوعات فنی پيرامون اينترنت هستند.....توجه صرف به شاخصهای كمی مانند ضريب نفوذ رايانه، ضريب نفوذ تلفن، تعداد ميزبانان اينترنت به 10 هزار نفر و مانند آنها و از همه مهمتر واگذار كردن سياستگذاری و تدوين ساز و كارهای گام برداشتن به سوی جامعه اطلاعاتی به بخش مهندسی، نتيجه همين رويكرد است. اين در حالیاست كه بدون توجه به مؤلفه دوم، يعنی اطلاعات، حركت به سوی جامعه اطلاعاتی يكسره واهی و بیمعناست و هر قدر هم كه امكانات فنی در اختيار باشد، بدون فراهم شدن زمينههای سياسی، اقتصادی و فرهنگی توليد، پردازش و مصرف روان و آزاد اطلاعات در تمامی سطحهای زندگی اجتماعی، ذرهای به تحقق جامعه اطلاعاتی نزديك نخواهيم شد........به بيان ديگر قهرمان اصلي جامعه اطلاعاتي، «اطلاعات» است كه بايد مبناي هر كنش اجتماعي، از مناسبات دوستي و خانوادگي گرفته تا فرهنگ، اقتصاد و سياست قرار گيرد..... (مصاحبه دکتر نمکدوست با ايسنا)
شرق و سه کتاب روزنامهنگاری
شرق در يادداشتی به بررسی سه کتاب در زمينه روزنامهنگاری پرداختهاست. کتاب دکتر شکرخواه(خبرنويسی مدرن) از جمله اين کتابهاست.
ايران و جامعه اطلاعاتی: تقابل دو ديدگاه
در يك جمع بندي ميتوان گفت، يكي از چالشهاي كنوني ملي در زمينه “فنآوريهاياطلاعاتي و ارتباطي” و “دستيابي به جامعه اطلاعاتي” وجود دو نگاه و رويكرد متفاوت نسببه اين دو پديده، در سطح ملي است:
1. رويكرد و نگاه نخست با نگرش مثبت به جامعه اطلاعاتي با تمام آثار و عواقب آن بهدنبال رسيدن به جامعه آرماني مورد نظر خود است. بر حسب اين رويكرد، “انتقال فنآورياطلاعاتي” و “دسترسي به اطلاعات” مبناي رسيدن به جامعه اطلاعاتي را تشكيل ميدهد و بهعبارتي به “واردات فنآوري از كشورهاي صنعتي” و “مصرف اطلاعات توليد شده توسطكشورهاي پيشرفته” متكي و فاقد سياست مشخصي در زمينه توليد اطلاعات است، ضمن آنكه فاقد ساختار، سازوكار و دستگاه ديواني مناسب براي تأمين اهداف مورد نظر در اينرويكرد است؛ و
2. رويكرد و نگاه ديگر كه نگاهي سلبي و منفي به جامعه اطلاعاتي است، معتقد است تنها با برخورداري از قدرت توليد اطلاعات بايد وارد گردونه دستيابي به جامعه اطلاعاتي شد و داشتن نگاه مصرفي و وارداتي به فنآوريهاي جديد، تنها اضمحلال و از بين رفتن بنيانها و هويت ملي را در پي دارد. البته، تجربه تاريخي نشان ميدهد، نگاه واكنشي، منفي و سلبي بهاين فنآوريها و مالا جامعه اطلاعاتي نميتواند نتايج مثبتي براي كشور در پي داشته باشد.به عبارتي، مقاومت در مقابل فنآوريهاي اطلاعاتي، بدون آن كه معطوف به هدف و بر آنمترتب باشد، نهايتا به وادادگي منجر ميگردد.
بنابراين، تقابل اين دو رويكرد در سطح ملي موجب شده كه يك نگاه مشترك ملي نسبتبه جامعه اطلاعاتي و فن آوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي شكل نگيرد و تا هنگامي كه اينمعضل رفع نشود، نميتوان از اهداف ملي، راهبرد ملي و برنامه ملي درمورد فنآوري اطلاعاتي و جامعه اطلاعاتي سخن گفت.
(ارزيابي پيشبينيهاي برنامه سوم درحركت به سوي جامعه اطلاعاتي سعادت آقاجاني)
خبرها و شبه خبرها: رفتارهای حرفهای
...استعفاي اين دو سردبير( كارن يرگنسن و هاول رينز ) به نظر من از يك رفتار حرفهاي خبر ميدهد: ما خبرها را از شبه خبرها تشخيص نداديم.
اما از اين حرفهایتر ....>>>ادامه
اگر يک رسانه با صداقت داشتيم....
....« ما اگر يک رسانه با صداقت و حقيقتجو داشتيم نه جورج بوش میتوانست رئيسجمهور بشود و نه با جنگ عراق درگير میشديم»
گفته بالا حتي تا همين چندي پيش نيز میتوانست تنها يک رجز و شعار توخالي تلقي شود. اما سال ٢٠٠٣ نقطه عطفي در زمينه فعاليتهای رسانهای تلقی شده و موضع جان نيکولز، از پيشروان جنبش اصلاح رسانهها و از رهبران بنياد « مطبوعات آزاد، Free Press »، در حقيقت جنبش اجتماعي رو به رشدي را نمايندگي میکند که ساختار و ترکيب حرفه خبرنگاري در آمريکا را زير سئوال برده و با آن به مقابله بر میخيزد. «برنی سندرز» نماينده مجلس اعتقاد راسخ دارد که: « امروز براي اولين بار در تاريخ اين کشور امر کنترل کمپانیهاي بزرگ بر رسانهها به يک معضل سياسي مبدل شدهاست»....
(لوموند ديپلماتيک: مبارزه با نظم رسانهاي در امريکا نوشته Eric KLINENBERG )
وقتی مطلب روی سايت میگذارم به جهان سلام میكنم...

از کجا بايد شروع کرد؟ نمیدانم!
...روزنامه ها وقتي خواستند براي آنچه چاپ كردهاند پول بگيرند، نتوانستند بازده اقتصادي داشتهباشند. مثل نيويوركتايمز و والاستريتژورنال كه میخواستند مشترك اينترنتي داشتهباشند. اما مردم چون عادت به اين نوع خبرگيري نداشتند و آنچه روي كيوسك بود با آنچه در وب بود شبيه بودند، اين روش بازده اقتصادي نداشت. به تدريج معلوم شد كه در فضاي آنلاين مردم خبر آنلاين هم میخواهند. به اين ترتيب حالا وبسايت نيويوركتايمز براي خودش توليد مطلب میكند و بعد كه میبيند دارد عقب میافتد وبلاگ خودش را هم راه میاندازد....كساني كه يك رسانه را روي اينترنت پايهگذاري میكنند مشكل كمتري دارند. چون مرحله پيش رسانه و رسانه آنها و مصرف از پيش تعيين شدهاست....آنها از ابتدا براي چند رسانه مطلب توليد میكنند. آنها پديدههاي بين رسانهاي هستند. يعني با ساير رسانهها مرتبط هستند. اما در روزنامهها به خاطر نشناختن فضاي وب در تنگناهاي مرحله پيش رسانهاي خود گير میكنند. آنها محتوايي را براي چاپ در روزنامه در نظر گرفته اند كه با محيط وب سازگار نيست. براي همين مجبور مي شوند فايل PDF را روي سايت بگذارند. اما آيا كسي حاضر است PDF را با آن حجم بخواند؟ اي بسا يك روزنامه روي كيوسك با خواننده رابطه خوبي برقرار كند، اما در اينترنت نتواند مخاطب را راضي كند....حتي نهادهاي آموزشي روزنامهنگاري كه هميشه سنتیتر از روزنامهنگاران فكر میكنند، بالاخره تسليم اين پديده شدند كه وبلاگ و روزنامهنگاري آنلاين را در دانشگاه تدريس كنند. روزنامهنگاري آنلاين تحميلي به روزنامهنگاران چاپي بود، اما در اين ميان آنها كه زودتر خودشان را به سمت يك روزنامه سايبر نزديك كردند، برنده شدند....سايت مخاطب جهاني دارد، اما روزنامه مخاطبش محلیاست. من زماني كه مطلب روي سايت میگذارم به جهان سلام میكنم...
حيف نيست مصاحبه خواندنی شرق با دکتر را نخوانيد؟؟
ارتباطات در دنيای جديد
....در دنياي جديد رسانهاي، ديگر جمله «آزادي مطبوعات فقط به كساني كه مالك آنهستند، تعلق دارد،» مفهومي ندارد، زيرا مخاطبان تنها مصرفكنندگان اطلاعات نيستند، بلكه ميتوانند به راحتي نظرهاي خود را منتشر كنند. ارتباط از حالت فرد با جمع به صورت جمع باجمع در آمدهاست و قدرت «برجستهسازي» اخبار كه زماني در اختيار مطبوعات بوده، برای گروههاي كوچك و افراد هم به وجود آمدهاست. فرايند ارتباط مخاطب محور شدهاست وامكان پژوهش روي اخبار و اطلاعات براي به وجود آمدهاست. تنوع كانالهاي ارتباطي و چند رسانهايها قدرت انتخاب را افزايش دادهاست. اما در مقابل، بار اضافي اطلاعات وحجم انبوهي آن قدرت تصميمگيري را براي فرد دشوار كرده است و گروههاي مرجعجديدي در حال شكلگيري هستند. از همين روي ميتوان به فنآوريهاي تصميمگيرياشاره كرد كه در حوزه مديريت سازمانها به صورت نظام اطلاعات مديريت، نظام بازيافتاطلاعات وارده، نظام پشتيباني اطلاعات و نظام تخصصي دانش فني به وجود آمدهاست.....(رسانههاي جديد و ارتباطات برونسازماني/دکتر افخمی)
چشمروشنی!
صفحه پورتال من در وب امروز از هک درآمد. چشم ما روشن!
رسانهها و سياست
....شبکههای تلويزيونی تجاری ملی[در امريکا] در افشای اين نکته که پول شرکتها چگونه صحنه سياسی امريکا را فاسد میکند، قصور کردهاند.
رسانههای چاپی در پيگيری مساعدتهای خرپولها به دو حزب بزرگ، بهتر کار کردهاند اما پنج شبکه تلويزيونی بزرگ (ایبیسی، سیبیاس، انبیسی، فاکس و سانان) هيچکار مهمی در زمينه حمايت از اصلاح شيوه تامين مالی مبارزات انتخاباتی انجام ندادهاند. چرا؟ برای اين که آنها تضاد منافع مستقيمی در اين جريان دارند.... ديپلماسی مبتنی بر اصول مدنی از رسانههای غيرتجاری، غيرانتفاعی و برخوردار از يارانه عمومی برای خنثی کردن رسانههای خصوصی تحت کنترل شرکتها و سازمانهای انتفاعی که بر گفتمان سياسی تسلط دارند، حمايت میکند و تلاش میکند تا کنترل، مالکيت و نفوذ رسانهها را در مرکز بحث سياست عمومی قرار دهد.
بدون وجود رسانهای موثر که شهروندان از طريق آن در جريان امور قرار گيرند و در بحثهای سياسی عمومی شرکت کنند، دمکراسی نمیتواند کار کند و دوام بياورد.(قسمتنهايی از کتاب تازه نانسی اسنو با عنوان «بنگاه تبليغات»/ پاورقی جامجمآنلاين/ بخش پايانی:انحصار رسانهها در دنيای مجازی)
